شهرزیبا _ ابتدای شهران_بعد از میدان الغدیر _ پشت شهرک شهدا _حسینیه عشاق المهدی یادگاران شهدا
|
مهدي گل مولايي |
|
گل نرگس بيا 1 |
| ||||
|
جان جانانم |
|
گل نرگس بيا 2 |
| ||||
|
مولاي من |
|
ياابن زهرا |
| ||||
|
يار پنهانم |
|
يا ابا صالح |
| ||||
|
بهشتم بود مهدي |
|
مهدي آل محمد |
| ||||
|
يا ابن الزهرا |
|
بيا بيا ياابن الزهرا |
| ||||
|
ابا صالح |
|
نگار من |
| ||||
|
يابن الحسن فدات شم |
|
يابن الحسن بيا |
| ||||
|
گل نرگس |
|
ماه دا آرا |
| ||||
|
گشته عالم |
|
نسيم شادي |
| ||||
|
تواشيح 1 |
|
عزيز زهرا |
| ||||
|
تواشيح 3 |
|
تواشيح 2 |
|
![]() |
|
روز مبارك سوم شعبان المعظم، سالروز ولادت امام حسين (ع)؛ پاسدار بزرگ حريم دين و روز طليعه پاسدار و پاسدارى از مكتب مترقى اسلام السلام عليک يا ابا عبدالله الحسين (ع) السلام عليک ياابن رسول الله (ص) پيامبر صلى الله عليه وآله: أحَبَّ اللَّهُ مَن اَحَبَّ حُسَيناً؛ هر كه حسين را دوست بدارد، خداوند دوستدار اوست. امام حسين(ع) سر سلسله شيدائيان عشق است و شيدائی را به هر کسی نمی بخشند، شيدائی حق پاداش از خود گذشتگی است... شهدا کليد داران کعبه شيدائی هستند و کعبه شيدائی کربلاست... ما سرگردان های مدار نفس را چه می رسد که از ستارگان کهکشان حسين بن علی(ع) سخن بگوييم؟ ما را چه رسد که از ساکنان حريم قدس و شاهدان محفل انس سخن بگوييم. سوم شعبان سالروز ولادت امامي است كه عشق و جهاد با حماسه او معنا پيدا كرد و شجاعت و غيرت با قيام او تبيين شد. امام حسين (ع) در سوم شعبان سال چهارم هجري در مدينه به دنيا آمد. رسول خدا (ع) نام اين فرزند زهرا (س) را حسين نهاد وي مورد علاقه شديد پيامبر خدا(ص) بود و آن حضرت درباره او فرمود: «حسين مني و انا من حسين....» و در آغوش پيامبر بزرگ شد. هنگام رحلت رسول خدا، شش ساله بود در دوران پدرش علي بن ابي طالب (ع) نيز از موقعيت والايي برخوردار بود، علم، بخشش، بزرگواري، فصاحت، شجاعت، تواضع، دستگيري از بينوايان، عفو و حلم و .... از صفات برجسته اين حجت الهي بود. گرچه اوج حماسه امام حسين عليه السلام در روز عاشورا تجلي يافت ولي مبارزات ستم ستيزانه آن امام بزرگ منحصر به دوره قيام عليه ستم يزيد نيست و در زمان پدر يزيد (معاويه ) نيز غيرت الهي امام حسين عليه السلام ايشان را آرام نگذاشت. به عبارت ديگر, همه دوره زندگي امام حسين حماسه و غيرت است, ولي اين حماسه و غيرت در محرم سال 61 هجري همچون آتشفشان فوران كرد و بنياد ستم را از بيخ برانداخت. امام حسين عليه السلام نه تنها براي شيعيان مظهر غيرت و شجاعت است, بلكه همه جهانيان او را به آزادگي و ستم ستيزي مي ستايند. امام حسين عليه السلام ميراث خدايي خيرالمرسلين است زيرا او از ثقلين است و ثقلين دو ميراث بزرگ رحمت عالميان حضرت محمد مصطفي مي باشد. امام حسين عليه السلام, گل رخسار پيكر دين است, زيرا او ريحانه رسول خدا بود. ريحانه اي كه بوي خدا و بوي رسول خدا در آن تجلي تمام داشت. ريحانه اي كه سرو سبز پاكان و سرور جوانان بهشت خداوند است. آري امام حسين عليه السلام, بوي بهشت مي دهد و بهشت خدا از عطر ايشان معطر است. به درستي كه شباهت امام حسين عليه السلام به رسول خدا فقط در صورت نبود بلكه در سيرت نيز آن امام بزرگ جلوه گاه سيره رسول خدا بود و آن سرور كائنات در اين باره فرمود : شجاعت و سخاوتم را به حسين بخشيدم. امام حسين عليه السلام, يعني لباس عزت پوشيدن و واژه ذلت از قاموس انساني زدودن . حسين (ع ) يعني حقيقت را با خون پاسداري كردن و تسليم واقعيتهاي ناحق نشدن. نمى شود. |
| امروز جمعه یازدهم شهریور سال 1384 هجری شمسی مصادف است با بیست و هفتم رجب المرجب سال 1426هجری قمری و برابراست با دوم سپتامبرسال 2005 میلادی . | |
|
بعثت حضرت رسول اکرم ( ص ) :
درباره تاریخ بعثت رسولخدا(ص)در روایات و احادیثشیعه و اهل سنت اختلاف است و مشهور میان علماء ودانشمندان شیعه آن است که بعثت آن حضرت در بیست وهفتم رجب سال چهلم عام الفیل بوده است . حضرت امام هادى (علیه السلام) در حدیثی گرانبها واقعه مبعث را چنین تشریح می فرمایند : «هنگامى که محمد (صلى الله علیه و آله) ترک تجارت شام گفت و آنچه خدا از آن راه به وى بخشیده بودبه مستمندان بخشید، هر روز به کوه حراء مىرفت و از فراز آن به آثار رحمت پروردگار مىنگریست، و شگفتىهاى رحمت و بدایع حکمت الهى را مورد مطالعه قرار مىداد. به اطراف آسمانها نظر مىدوخت، و کرانههاى زمین و دریاها و درهها و دشتها و بیابانها را از نظر مىگذرانید، و از مشاهده آن همه آثار قدرت و رحمت الهى، درس عبرت مىآموخت. ازآنچه مىدید، به یاد عظمتخداى آفریننده مىافتاد. آن گاه با روشن بینى خاصى به عبادت خداوند اشتغال مىوزید. چون به سن چهل سالگى رسید خداوند نظر به قلب وى نمود، دل او را بهترین و روشنترین و نرمترین دلها یافت. در آن لحظه خداوند فرمان داد درهاى آسمانها گشوده گردد. محمد (صلى الله علیه و آله) از آنجا به آسمانها مىنگریست... خداوند رحمت و توجه مخصوص خود را از اعماق آسمانها به سر محمد (صلى الله علیه و آله) و چهره او معطوف داشت. در آن لحظه محمد (صلى الله علیه و آله) به جبرئیل که در هالهاى از نور قرار داشت نظر دوخت.... جبرئیل به سوى او آمد و گفت: اى محمد! بخوان. گفت چه بخوانم؟ «ما اقرا»؟ جبرئیل گفت: «نام خدایت را بخوان که جهان و جهانیان را آفرید. خدائى که انسان را از ماده پست آفرید (نطفه). بخوان که خدایتبزرگ است. خدائى که با قلم دانش آموخت و به انسان چیزهائى یاد داد که نمىدانست». پیک وحى، سالتخود را به انجام رسانید... محمد (صلى الله علیه و آله) نیز از کوه فرود آمد. از مشاهده عظمت و جلال خداوند و آنچه به وسیله وحى دیده بود که از شکوه و عظمت ذات حق حکایت مىکرد،بىهوش شد، و دچار تب گردید. از این که مبادا قریش و مردم مکه نبوت او را تکذیب کنند نخست هراسان بود.... («بحار الانوار» علامه مجلسى - ج 18 ص 205 و ج 17 ص 309 چاپ جدید.) |