موضوع سخنرانی این هفته:نماز
جنگ که بود، بازارنماز گرمتر بود، ونماز که باشد، دل انسان الهی تر می شود.
جبهه که بود، ذکر نماز عاشقانهتر بر لبها جاری می شد.«ایاک نعبدووایاک نستعین» همه عشقِ ها نماز بود .
و چون نماز سخن گفتن رو در رو با معشوق است، همان بود که نمازصبح بسیجی، طولانی تر از مناجات عارفان بود و دلنشینتر از نجوایزاهدان.
پس بیجهت نیست که با وجود گذشت سالهااز پایان آن داستانعظیم و هشت ساله، هر گاه کسی گذارش به آن دیار صفا و صمیمیتمیافتد، هوس میکند در جای جای جبهههای قدیمی، دوکوهه، شلمچه، فکه و مهران ، رکعتی نماز بجای آرد.
بسیجی در جبهه که بود، سلاح اولین و آخرینش نماز بود و بس.
«فهمیده» که بود و به قول امامش «رهبر یک ملت » ، سیزده سالبیشتر نداشت و دو سال فرصت تا نماز را واجبانه بجای آرد، ولیهمان گونه که جهاد را بر خود واجب شمرده بود، نماز را واجبتر میدانستو اول، دل به دریای نماز میسپرد و سپس خویش را به ساحل جبههرهنمون میساخت.
